ذبيح الله صفا

1000

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

آوازهء جان درين تن سخت‌پذير * چون دامن كوه دان و بانگ نخجير * گيتى بن خار و بخت من چون خرگوش * دوران سگ تيزپاى و من بار بدوش دندان سگ است و لاش خر آخر كار * بر خويش مگير سخت و بيهوده مكوش * يك جا نشويم ما و غمهاى جهان * تنگست بما و غم او جاى جهان ديدم همه مو بمو سراپاى جهان * موييست به چشم من تماشاى جهان * رويت ختنى و زلف هندستانى * چشمان تو ترك و دل من ايرانى ترك تو و هندوى تو برد از بر من * ايرانى را به سحر تركستانى 53 - كامل جهرمى « 1 » قوام الدين عبد الله پسر نظام الدين على طباخ جهرمى ، متخلص بكامل از شاعران نيمهء دوم سدهء دهم و نيمهء نخست از سدهء يازدهمست . ولادتش در جهرم بود و در شيراز كسب دانش كرد و همانجا شاعرى آغاز نمود و در بيست و پنج سالگى از راه هرموز بدكن رفت و چندى در گلكنده و بيجاپور گذراند و سپس به خدمت ميرزا عبد الرحيم خان خانان پيوست و مدتى ملازم او بود تا به علت

--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تذكرهء ميخانه ، ص 704 - 714 . * عرفات العاشقين ، خطى . * صحف ابراهيم ، خطى . * مآثر رحيمى ، ج 3 ، ص 1347 .